• ۱۴۰۵-۰۳-۱۰
  • hziaee@gmail.com
  • 09123445411
  • ضعف صداوسیما دلیل گرایش مردم به ماهواره است

    ضعف صداوسیما دلیل گرایش مردم به ماهواره است

    گفت‌وگوی دیدار با یک استاد دانشگاه، فعال رسانه‌ای و فضای مجازی

    حمید ضیایی‌پرور: رسانه‌ها یک رکن اساسی در شرایط جنگی به شمار می‌روند/ ایران‌اینترنشنال نقش انتقادی و افشاگری به حاکمیت را ایفا می‌کند/ ضعف صداوسیما در فرآیند‌های خبری و اطلاع‌رسانی دلیل گرایش مردم به ماهواره است

    دیدار در سلسله گفت‌و‌گو‌های خود در این روز‌های جنگ این بار به سراغ حمید ضیایی‌پرور، استاد ارتباطات، فعال رسانه‌ای و فضای مجازی رفته و سوالاتی را درباره عملکرد رسانه‌ها در این روز‌ها با او مطرح کرده که می‌خوانید.

    کد خبر: ۱۹۷۰۷۶
    ۱۳:۱۳ – ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

    حمید ضیایی‌پرور: رسانه‌ها یک رکن اساسی در شرایط جنگی به شمار می‌روند/ ایران‌اینترنشنال نقش انتقادی و افشاگری به حاکمیت را ایفا می‌کند/ ضعف صداوسیما در فرآیند‌های خبری و اطلاع‌رسانی دلیل گرایش مردم به ماهواره است

    دیدارنیوز _ نسرین نیکنام: یکی از موضوعات مهمی که این روز‌ها نقش مهمی در کشور دارد، نقش رسانه‌ها و نحوه اطلاع‌رسانی به مردم است، اهمیت این موضوع ما را برآن داشت تا در سیزدهمین روز از حمله آمریکا و اسراییل با حمید ضیایی پرور استاد دانشگاه و فعال رسانه‌ای به گفت‌و‌گو بنشینیم.

    این گفت‌و‌گو را حتما بخوانید.

    به نظر شما در شرایطی که کشور با تجاوز دو دشمن یعنی آمریکا و اسراییل روبروست، نقش رسانه چیست؟

    رسانه‌ها در تمام دنیا در شرایط بحران یکی از اضلاع اصلی مدیریت بحران یا فعالیت‌هایی هستند که منجر به بحران در یک کشور می‌شود. مخصوصا در شرایط جنگی فعالیت رسانه‌ای به نوعی بخشی از طرح‌های آفندی و پدافندی کشور‌ها در تقابل‌های نظامی و جنگ‌ها محسوب می‌شود. به طوری که امروز ما در کنار جنگ‌های سخت که در آن از سلاح‌ها، موشک‌ها، هواپیما‌ها و پهباد‌ها صحبت به میان می‌آید، از رسانه‌ها، آژانس‌های خبری و شبکه‌های رادیو و تلویزیونی هم به عنوان ابزار‌های جنگ رسانه‌ای و جنگ نرم نام برده می‌شود. اما آن چیزی که بر بستر این رسانه‌ها جاری و ساری است، نوعی روایتگری از فعالیت‌های کشور مهاجم یا مدافع است برای تأثیرگذاری بر اذهان عمومی هم کشور هدف و هم کشور خودشان و هم جوامع بین‌المللی؛ بنابراین رسانه‌ها یک رکن اساسی در شرایط جنگی به شمار می‌روند و کشوری که قدرت رسانه‌ای بالاتری داشته باشد، می‌تواند روایت خودش را از جنگ به افکار عمومی داخل و خارج تحمیل کند و برنده جنگ رسانه‌ای هم در این تقابل‌ها کسی است که رسانه قدرتمندتری داشته باشد و اعتماد عمومی بیشتری هم در سطح داخلی و خارجی به رسانه‌ها وجود داشته باشد و رسانه‌های آن کشور مرجعیت رسانه‌ای را در اختیار داشته باشند و قدرت تأثیرگذاری بر افکار عمومی را هم دارا باشند.

    چگونه می‌توان نقش و تأثیرگذاری رسانه‌هایی مانند اینترنشنال را کاهش داد؟

    شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال محصول یک فرآیند فعل و انفعال فعالیت رسانه‌ای در سطح بین‌المللی است. یک‌شب و یک‌دفعه‌ای این رسانه به وجود نیامده است. اولا بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبان خارجی از ایران‌اینترنشنال گرفته تا بی‌بی‌سی فارسی، من و تو، جم و بقیه شبکه‌هایی که عمدتا از لس‌آنجلس و آمریکا اجرا می‌شوند، معمولا در دو دسته طبقه‌بندی می‌شوند: بخشی از این رسانه‌ها کارکرد خبری دارند؛ به طور مثال با شبکه خبر صداوسیما قابل مقایسه است و بخشی از آنها کارکرد سرگرمی دارند که مثلا شبکه‌هایی مثل جم، پرشیانا یا من و تو چنین خاصیتی را دارند. اما در بخش‌های خبری VOA، بی‌بی‌سی یا ایران‌اینترنشنال می‌توان به عنوان شبکه‌های فارسی خبری نام برد. اینکه چرا این شبکه‌ها و در رأس آن ایران‌اینترنشنال خیلی مرجعیت رسانه‌ای بالایی پیدا کردند و توانستند توجه افکار عمومی را در داخل کشور به خودشان جلب کنند، این است که اولا این رسانه چارچوب‌های انتقادی و روشنگری یا افشاگری در حد بسیار بالایی دارد و بخشی از جامعه به چنین محتوا‌هایی توجه نشان می‌دهند؛ بنابراین در غیاب عملکرد انتقادی و تحقیقی رسانه‌های داخلی یا رعایت ملاک‌های نسبتا حرفه‌ای و میانه‌روی در رسانه‌ها از جمله بی‌بی‌سی فارسی، می‌توان گفت که رسانه‌هایی مثل ایران‌اینترنشنال نماینده بخش انتقادی، افشاگری و انتقاد به حاکمیت را در ایران ایفا می‌کنند.

    البته حمایت بعضی از کشور‌ها از این شبکه‌ها هم کاملا روشن است و به خاطر هزینه‌های بالایی که این تلویزیون‌های مالی دارند امکان راه‌اندازی این شبکه‌ها نیست، به ویژه که این شبکه تقریبا از نظر آگهی بازرگانی صفر است. یعنی یک آگهی بازرگانی در این شبکه پخش نمی‌شود، لذا می‌توان گفت که حتما نیاز به اسپانسر دارد و یک چنین شبکه‌هایی بدون اسپانسر نمی‌توانند ادامه حیات دهند. مثلا در مورد بی‌بی‌سی فارسی اینطور است که وزارت خارجه انگلیس حمایتش می‌کند یا VOA آمریکا، صدای آمریکا همینطور است یعنی وزارت خارجه آمریکا حمایت می‌کند و این شبکه‌ها بودجه رسمی از بودجه سالیانه دولت خودشان دارند، اما ایران‌اینترنشنال چنین وضعیتی را ندارد.  شائبه‌هایی است که مثلا از عربستان یا اسرائیل کمک می‌گیرند، اما در جایی درج نشده است و بنابراین نمی‌توان مستندات جدیدی در این مورد ارائه داد.

    اما از نظر بررسی داده‌ها و گرایش‌هایی که این شبکه‌ها دارند می‌توان حدس و گمان‌هایی داشت. اینکه چطور می‌شود نقش و تأثیرگذاری آنها را کمتر کرد؟ ما باید به بحث تقویت رسانه‌های خودمان توجه کنیم. ببینید من یک پیشکسوت روزنامه‌نگاری داشتم در روزنامه خراسان که خداوند حفظ‌شان کند، آقای میلانی. ایشان یک جمله‌ای می‌گفت که وقتی شما رسانه‌ها را موش بار می‌آورید، در مواقع بحران و نیاز نمی‌توانید انتظار ایفای نقش شیر توسط رسانه‌ها را داشته باشید. وقتی در شرایط عادی مرتب در سر رسانه‌ها می‌زنند و روزنامه‌نگار‌ها را بازداشت می‌کنند و رسانه‌ها را تعطیل می‌کنند و به هر علت یا بهانه‌ای زمینه تضعیف رسانه‌های حرفه‌ای داخلی را فراهم می‌کنند، طبیعی است که رسانه‌هایی که خارج از کشور هستند تبدیل به مرجع خبری افکار عمومی خواهند شد.

    دلیل اعتماد مردم به این رسانه‌ها و خارج شدن مرجع رسانه‌ای را چقدر متأثر از سیاست‌های صداوسیما می‌دانید؟

    من کاملا صداوسیما را به عنوان جریان اصلی رسانه‌ای یا یکی از علت‌های اصلی گرایش‌های مردم به کل شبکه‌های ماهواره‌ای می‌دانم و شبکه ایران‌اینترنشنال هم بخشی از آن تلقی می‌شد. ضعف صداوسیما در فرآیند‌های خبری و اطلاع‌رسانی و سرگرمی دلیل گرایش مردم به ماهواره است. به همان میزان که گروه‌های مختلف مردم، مخصوصا نخبگان از این شبکه‌های داخلی گریزان می‌شوند، به همان نسبت به آن شبکه‌ها هم رو می‌آورند. البته عملکرد آن رسانه‌ها هم در بزنگاه‌ها نشان می‌دهد که آنها خبر‌ها را دقیق‌تر، بهتر و کامل‌تر از رسانه‌های داخلی منتشر می‌کنند. یعنی مردم اشتباه نمی‌کنند و براساس روند گذار تاریخی و گذر زمان به رسانه‌ای اعتماد می‌کنند. اگر یک رسانه ماهواره‌ای چندین‌بار خبر‌های دست‌اول و عجیب منتشر می‌کند و چند هفته بعد مشخص می‌شود خبر درست است، طبیعی است که مردم به آنها اعتماد می‌کنند و رسانه‌های جریان اصلی مثل صداوسیما که مرتب هم مسئولین می‌گویند به این رسانه‌ها مراجعه کنید و آنها خبر‌های آن رسانه‌ها را تکذیب می‌کنند و اطلاعات دیگری را منتشر می‌کنند و بعد مشخص می‌شود آن اطلاعات و خبر‌ها دروغ و کذب است، طبیعی است که مرجعیت رسانه‌ای دیگر از این رسانه‌های داخلی و در رأس آن صداوسیما کاهش پیدا می‌کند و به سمت رسانه‌های ماهواره‌ای گرایش پیدا می‌کند.

    آینده ایران را چطور می‌بینید؟

    الان که ما در شرایط جنگی هستیم پیش‌بینی در مورد آینده و به ویژه نظام ارتباطی و رسانه‌ای بسیار سخت است، اما من می‌توانم به شما بگویم که نظام ارتباطی، اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای کشور در یک شرایط بحرانی به سر می‌برد. ما رسانه‌هایمان در شرایط عادی هم از ایفای مسئولیت خودشان غفلت کردند. رسانه‌های داخلی به دست مسئولین نگاه می‌کنند. رسانه‌های داخلی از انعکاس ساده‌ترین رویداد‌ها و اتفاقات حوزه جنگ و بحران ناتوان هستند و طبیعی است که در شرایط پیچیده این رسانه‌ها عملا از حیزانتفاع خارج می‌شوند. نشان به آن نشان که در شرایط جنگی کسی اصلا به سراغ رسانه‌های داخلی نمی‌رود و مخصوصا مطبوعات و خبرگزاری‌ها کاملا از حیزانتفاع خارج شدند و اگر شما فقط صرفا به شبکه‌های صداوسیما مراجعه کنید، اینطوری در طول چند هفته به شما القا می‌شود که ما اسرائیل و آمریکا را کاملا داریم نابود می‌کنیم و عن‌قریب است که آنها شکست بخورند و هیچ موشکی هم به ایران نزدند و فقط گهگداری یک اتفاقی در داخل می‌افتد و اگر شما صرفا بیننده ایران‌اینترنشنال هم باشید فکر می‌کنید فقط در داخل این اتفاقات می‌افتد و در آنجا و اسرائیل یا کشور‌های منطقه اتفاق خاصی نیفتاده و بعضی اتفاقات کوچک افتاده، لذا بزرگنمایی این دو گروه رسانه از حقیقت کاملا متفاوت است و من در بین شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی شبکه الجزیره را از این جهت که منعکس‌کننده زنده رویداد‌ها در هر دو طرف هستند، یک رسانه حرفه‌ای می‌دانم که دید نسبتا کاملی را به مخاطب ارائه می‌دهد.